« هنوز | صفحه اول | 32ساله شدم؛ اينا همش خاطرس »




۱۸:۵۲ جمعه ۲۷ شهریور ۱۳۸۳
اعتراض

نزديك به دو ماه است كه بعضي از بچه‌هاي فني همكار با سايت‌هاي سياسي را گرفته‌اند و هيچ كس از سرنوشت اونها مطلع نيست. خدا پدر اين شادابي را بيامررزد كه اقلاً يه خبري داد كه دادستاني تهران مسئول برخور با سايت‌هاست. . پريشب مهندس جهانگرد دبير شوراي عالي اطلاع رساني را ديدم و از او پرسيدم كه آقاي شادابي گفته سايت‌هايي كه با انها برخورد شده مجوز نداشتند ايشان گفت كه هيچ قانون و مصوبه‌اي از سوي هيچ نهادي در كشور وجود ندارد كه به سايت‌ها بخواهد مجوز بدهد يا ندهد. اصلاً شما از آنها بپرسيد خوب به فرض كه بايد مجوز گرفت چه نهادي مسئول دادن مجوز است كه به آن مراجعه كنيم؟!
امروز يكي از دوستان با من تماس گرفت كه نامه‌اي در اعتراض به بازداشت غيرقانوني حنيف مزروعي و شهرام رفيع‌زاده و بابك غفوري و ساير بچه‌هاي كه بي‌جهت در ناكجاآبادند داريم جمع مي كنيم گفتم من هم موافقم. فقط نمي‌دانم كه اين اعتراض‌ها به جايي مي‌رسد يا نه حال مي‌خواهد خاتمي اعتراض كن. مي خواهد ما اعتراض كنيم . و يا حسين با شيوه‌هاي خاص خود اعتراض خود را نشان دهد.

سعيد شريعتي || نظرات (19)




   نظرات

بابک :

سلام.بلاگ خوبی دارين.در مورد اعتراض با اينکه همه مون خوب ميدونيم که هيچ نتيجه ای نداره ولی خب به هر حال يه عکس العمله.به اميد ايرانی آزاد و دموکرات.

 

کاوه :

سلام. هر تلاشی ولو کوچک می تواند تاثير خوبی در روند بهبود اوضاع داشته باشد. باور کن.
لااقل اميدی است برای دربند شدگان به جور و جفا.
و بیشتر آن که حس همدردی و ظلم ستیزی را در خیلی از ما زنده نگاه خواهد داشت.
باید بدانند که خیلی ها هستند که هنوز نفس می کشند و می نویسند و حتی ...!

 

صالح :

سلام وبلاگ قشنگی داری خيلی سياسی نيستم ولی هدفم با تو ودوستات مشترک .خوشحال ميشم به من هم سر بزنی و در رسيدن به راهم کمکم کنی

 

بهزاد :

سلام دوست خوبم اميدوارم موفق باشی ولی خيلی به اين خاتمی دل نبند اين آقا اومد ۸ سال مردم رو سر کار گذاشتبقول صفوی ما خودمون اين مهلت رو داديم تا دشمن خودمونو بشناسيم بعد با شمشير گردن بزنيم که زدن و خاتمی عملا کار اونا رو راحت کرد ولی بهر حال به اميد ايرانی ازاد

 

سعيد مهربان :

البته که انچه به جايی نرسد فرياد است اما برای مظلوم بجز فرياد چه مانده است عاقلانه و عاشقانه پيگير باشيد و بدانيد خدا ياور مظلو م است ضمنا از اينکه اميل فرستادی متشکرم انشالله مرتب به شما سر ميزنم

 

وارطان :

شايد زياد هم نبايد سخت بگيريم.اين شرايط معلول بی تدبيريهای دوستان سياسی ماست...تا ببينم که معلول اين معلوم چه باشد!؟

 

خاک سرخ :

آقای شريعتی
سلام
مثل اينکه حواست نيست ما تو مملکت ولايت زندگی می کنيم و قانون يعنی اومر آقا . در ضمن اعتراض بايد پشتوانه مردمی داشته باشد . مردم عزیز ما هم که با الطاف آقای خاتمی و آگاهی بالایشان سراسر انگيزه و شور و شوق هستند.به من سری بزن و نظرت را هم بنويس.
حق نگهدارت

 

مرضيه :

سلام رفيق
برای اثبات خودمون ادامه می ديم .خوب وبلاگی داری .خوبترش کن .در پناه حق باشی.

 

هادی :

من وبلاگ قبلی شما خاطره ها رو ديده بودم از اينکه کمجددا بلاگ می نويسيد خوشحالم.و اما در مورد دوستانتان اميدوارم به حرکتی که شروع شده بپيونديد

 

رویا :

ای رفیق شفیق
اینجا همه رو دارن یه جورائی خفه می کنن.اینجا دیگه : یک با یک برابر نیست!
باید برای آزادی کمی جنگید، برای آزادی از جان باید گذشت.
به امید آزادی!!!

 

سعيد :

ديگر هيچ کاری اثر ندارد

 

زهره :

سلام. من فکر ميکنم عدم وجود قانون در مورد سايتها بهانه ای بيش نيست حتی اگر قانونی هم وجود داشت بهانه ديگری برای برخورد با سايتها پيدا ميکردند چون بر خلاف گفته خودشون اصلا تحمل مخلف را ندارند

 

آرش بهمنی :

اعتراضات ما تا همين حده که ميب ينيد. بيش از اين واقعا امکان نداره. در ضمن من سوالاتی در مورد مشارکت دارم. می تونم اين جا از تون بژرسم يا با ايميل؟

 

زيرتيتر :

اعتراض و اعتراض کننده بايد هويت مشخص و اثبات‌شده‌ای داشته باشند. بايد اعتراض اعتراضی حزبی باشد. نامه و امثال آن بخش کوچکی از ماجراست. بايد با هر روشی و با هر ابزار قدرتی با آنها برخورد کرد.شتر سواری که دولا دولا نمی‌شود!

 

پائيزآبی :

سلام سعيد جان از طريق ايميلی که برام فرستاده بوديد با سايتتون آشنا شدم ، من هم اميدوارم اين اعتراض ها نتيجه ای داشته باشه / موفق باشيد هميشه

 

خرس مهربان :

سلام . دوست عزيز ما همچنان اعتراض می کنيم فرياد می زنيم ولی لعنت به يهوداهای ما به لعنت هم نمی ارزند يه دستمال کثيف

 

مسعود رهبری :

سعيد آقا
وبلاگت عاليه. گل کاشتی. وبلاگه منو هم بخون.

 

ويرگول :

((ويرگول)) نشريه ای دانش آموزی بود که در يکی از مدارس اين مملکت منتشر ميشد .
در مورد نشريات دانش اموزی هم مانند سايتها هيچ قانونی تعريف نشده است.
ويرگول و ويرگولی ها هم به سرنوشت سايتها گرفتار شد.
بی قانونی در ايران خود قانون شده است.
هر دو طرف ميتوانند از اين خلاء استفاده و يا حتی سواستفاده کنند اين امر بستگی به عملکرد خودشان دارد

 

نثر ما :

داستانه آقا غوله و هانی کوچولو را در کودکی خواندم! بزرگتر ها درگير مماشاتشان با غول زورگو بودند و وقتی کوچکترها سوال می کردند می گفتند: هيس! زياد که سوال می کردند تنبيه می شدند. و وقتی از کاری سردرمی آوردند ايزوله ميشدند. نمی دانم شايد بعضی ها خيلی می فهمند آقای شريعتی!