« باز اهواز ، باز انفجار | صفحه اول | فلسطين براي همه فلسطينيان »




۲۱:۴۲ چهارشنبه ۵ بهمن ۱۳۸۴
المتنبي

امروز خيلي بي مقدمه ياد دوران جواني افتادم. زماني كه خوره شعر شعراي عرب شده بود. ديوان اكثر قريب به اتفاق شعراي كهن عرب از معلقه گوها تا متأخرين را گردآوري كرده بودم و حال و هوايي داشتم.
ديوانه بودم‌ها!. در بين همه آنها از دو نفر خيلي خوشم مي‌آمد يكي عمر ابن ابي ربيعه كه سعدي‌شناسان معتقدند بيشترين تأثير را در سبك سخن سعدي شيرازي داشته است و سعدي از او الهامات بسيار گرفته و ديگر ابوطيب المتنبي. شاعر تأثيرگذار عرب. يكي از شعرهاي او كه اتفاقاً اولين شعر اوست كه در كودكي سروده سال‌هاست كه ورد زبان من است:
ابلي الهوي اسفا يوم النوي بدني
ففرق الهجر بين الجفن و الوسني.
روح تردد في مثل الخلال اذا
اطارت الريح عنه الثوب لم يبني
واقعاً اگر از نظر تصويرسازي‌هاي فوق‌العاده در ديوان اشعار شعراي عصر جاهلي عرب بگرديم يقيناً به مطلع معلقه عنترة ابن شداد ايمان مي‌اوريم كه
هل غادر الشعرا من متردمي
ام هل عرفت الدار بعد توهمي
معلقه امروءالقيس كه اولين معلقه از معلقات سبع هست را روزگاري حفظ كرده بودم . باوركردني نيست كه اين به قول اميرالمؤمين الملك الضليل چه فوق‌العادگي در تصوير سازي دارد. كاش حوصله مي‌كردم و درباره
قفا نبك من ذكرى حبيب ومنزل
بسقط اللوى بين الدخول فحومل
مطلب مفصلي مي‌نوشتم. ولي بعيد مي‌دانم از خودم و روزگارم كه به اين علاقه‌هاي فوق العاده‌ام بتوانم روزي بازگردم.
حال چه شد كه امشب اينها را اينجا نوشتم والله خودم هم نوفهمم!

سعيد شريعتي || نظرات (1)




   نظرات

سجاد :

دوباره فعال شدی آقا سعيد!!!!!
هوای ما رو هم داشته باش.......