« اصلاح‌طلبان و انتخابات * | صفحه اول | مرا خدا كافي است »




۱۳:۵۱ یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۸۵
بي‌خيال آقاي الهام!

كاري به اين ندارم كه آقاي رييس جمهور و ابواب جمعي ايشان چندين بار تا كنون خواسته‌اند در برابر رسانه‌ها اعلام خضوع و خشوع كنند و به عادت مألوف آقاي خاتمي نشان دهند كه نقدهاي مطبوعاتي را تحمل مي‌كنند و در برابر سؤالاتي كه جامعه از طريق مطبوعات از آنان مي‌پرسد پاسخگو هستند و در برابر توهين و افترا نيز سكوت و سلم پيشه مي‌كنند.
به اين هم كاري ندارم كه تا كنون واقعاً چقدر سؤالات جدي از آقاي رئيس جمهور و سخنگوي ايشان شده است و تا چه حد آنان جز با مطايبه و مزه‌پراني كه روشي براي ليز خوردن از كنار سؤالهاي جدي است، پاسخي قانع‌كننده داده‌‌اند.
يك سر بزنگاه براي همه كساني كه ادعاي افتقار و پاكدامني مي‌كنند آنجايي است كه در معرض اتهام سوءاستفاده مالي قرار مي‌گيرند.
مسأله فاقد سند بودن 300 ميليارد هزينه در دوره شهرداري آقاي احمدي‌نژاد اين روزها به مسأله‌اي جدي تبديل شده است. طبيعي است كه منشاء اين مسأله هم دعواهاي درون گروهي جريان راست اقتدارگرا بوده است. اگر نه قاليباف و واعظ آشتياني و خادم و .... كه اصلاح‌طلب نيستند، اين بزرگواران بودند كه پته ماجرا را روي دايره انداختند. بالاخره رفقاي قديم به نقطه اختلاف رسيده‌اند و اكنون طيفي كه مخالف احمدي‌نژاد شده‌است مي‌خواهد در آستانه انتخابات شوراها «ليست آقاي رئيس جمهور»‌را بي‌اثر كند.
من به آقاي احمدي‌نژاد حق مي‌دهم. به هر حال سيستم مالي و حقوقي دستگاه عريض و طويلي مثل شهرداري تهران كاملاً مستعد آن هست كه شتر با بارش به طور كامل در آن گم شود چه برسد 300 ميليارد پول بي‌زبان كه خرج مصارف عام‌المنفعه در جهت ايجاد نشاط اجتماعي و سياسي شده باشد. و گرنه چشم بسته حاضرم سوگند بخورم يك ريال، بگو دهشاهي از اين 300 ميليارد به حساب شخصي و قوم و خويشي آقاي احمدي‌نژاد نرفته است.
اما نمي‌فهمم كه آقاي الهام كه حقوقدان است و سخنگوي دولت چرا اينچنين از طرح اين موضوع در مطبوعات برآشفته ميشود و عسس را فرامي‌خواند كه «بگير اين مفتريان را و در كام بدوز زبان دروغزنان را».
علي‌القاعده آن را كه حساب پاك است از حرف بي‌حساب چه باك است!
ببينيد آقاي غلامحسين خان الهام! (كه خانمتان همين چند وقت پيش هر چه مفتريات و لاطائلات بود نثار دو رئيس جمهور پيشين كرد و از نام و ناموس و مال و مقال چيزي براي آنان سالم باقي نگذاشت.)
1- اگر مي‌خواهيد لاپوشاني شود بهتر است سكوت پيشه كنيد تا از جايي به سردمداران ماجرا (اعضاي شوراي شهر و شهردار كنوني) پيغامي برسد كه آقا بي‌خيال شويد و شتر ديدي نديدي. بعد از اين نوع پيغام و پسغام‌ها هم كه بهتر مي‌دانيد كسي را ياراي بگذار و بردار نخواهد بود.
2- اگر ماجرا لغو است و هيچ مايه‌اي از حقيقت ندارد كه مرّوا باللغو كراما. آنچنان كه هاشمي و خاتمي با امثال سركار عليه جنابعالي كردند و عهده بر اخ‌الزوجه محترم افتاد كه پاسدار حيثيت خانواده محترم استاد دواني شود.
3- ‌بي‌خود پاي عسس و محتسب را به اين ماجرا باز نكنيد به هر حال اگر دادگاهي تشكيل شود يكي مي‌گويند و يكي مي‌شنفند اما هر چه اين ماجرا بيشتر هم بخورد، افكار عمومي كه 300‌هزارتومان هم برايش پولي است به اين راحتي قانع نمي‌شود كه در شهرداري 300 ميليارد گم و گور شود بعد دادگاه تشكيل بدهند و صاحب قدرتي كه در مظان افترا بوده است روزنامه‌اي، مطبوعه‌اي، بدبختي، بيچاره‌اي را دراز كند؛ آن وقت بگويند :
گردي نشسته بود به دامان آن نگار
بادي وزيد و طرف چمن پر غبار شد
اين افكار عمومي بي‌مرام هزار حرف و سخن مي‌سازد و پچ پچ، پچ پچ دمار از روزگار آن صاحب قدرت در‌مي‌آورد.
آقاي الهام عجالتاً كرامت بفرماييد اين ديوار كوتاه مطبوعات را فعلاً بي خيال شويد.!

سعيد شريعتي || نظرات (3)




   نظرات

فاطمه :

اين هم نوعي مهرورزيه!شما به دل نگيريد.

 

احسان تقدسی :

اول اينکه خوشحالم که زودزود آپ ميکنی. بعد هم اينکه قبلش هم دولت مهرورز اين کارها را ميکرد منتهی اعلام رسمی نشده بود.

 

صادق صدقگو :

سلام.
۱- مراتب خوشحالی من را از اينکه زود به زود آپ ميکنی پذيرا باشید!؟البته همانند دفعات قبل چشمم آب نمی خوره که اين مدت طولانی باشه(که امیدوارم چنين مباد!)
۲- اين مطلب «بيخيال آقای الهام» رو از سايت امروز خوندم.از اون سری مطلبها بود که خيلی حال داد.
۳- آخه اين بندگان مهرورز خدا تا کی می تونن خودشون رو کنترل کنن و مواظب باشن که نزنن اوت.خب گاهی هم يه جورایی نمی تونن ظاهر امر رو حفظ کنن و گهگاه مجبور ميشن با طنز يا تکذيب شعارها و ... باطنيت خودشون رو نشون بدن!