« دو تا شعر |
صفحه اول
| پيروزي در سه سطح »
۲۳:۲۷ یکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۵
استراتژي گشايش
اگرچه فضاي پيراموني كارگزاران حرفهاي عرصه سياست و نيروهايي كه به طور موسمي اما فعال در آكسيونهاي بزرگ سياسي به ويژه انتخابات هاي سراسري فعال ميشوند در آستانه انتخابات شوراهاي شهر تفاوت جدي با سال هاي 81 تا 84 كرده است اما هنوز صداهايي ضعيف راهبرد سياستورزي و تجلي آن در انتخابات را از منظري فايدهگرانه به چالش مي كشند.
پس از آنكه «ائتلاف حداكثري» اصلاح طلبان با درايت و تدبير احزاب و گروه ها و شخصيت هاي برجسته اصلاحطلب محقق شد و اولين گام از راهبرد اصلاحطلبان در انتخابات پيش رو بالاتر از حد انتظار برداشته شد؛ منتقدان راهبرد سياست ورزي با عباراتي نظير اين جمله كه «بر فرض كه در انتخابات شوراها پيروز شديد، چه فايده؟ و بعد از آن چه؟ نقدهاي خود را متوجه ائتلاف اصلاح طلبان مي كنند. اين منظر نقادانه به اصل سياست ورزي بيش از هر نگاه ديگري دستيابي به هدف را ناممكن جلوه مي دهد تا روش ها را سالبه به انتفاء موضوع نمايد و از خيز انتفاع بيندازد.
طبيعتا «هدف» در نگاه منتقداني از اين دست چنان «كلي» و «تجريدي» است كه به ناگزير بازيگران را به عرصه «همه يا هيچ» رهنمون مي سازد. به همين دليل در نگاه منتقدان «طراحي براي پيروزي» به هيچ عنوان نمي تواند «مرحله اي» و «گام به گام» صورت گيرد. در اين نگاه سياست و ميدان عمل آنقدر «صلب» و «تك عاملي» است كه تنها با عبارات «فصل الخطابي» بايد در مورد آن صحبت كرد و حكم صادر نمود. در پاسخ به اين ديدگاه كه براي به در كردن منطق مقابل چنين ادعا مي كند كه چون شما براي گره هاي بزرگ سياست برنامه اي نداريد بايد گفت پس فكر كردن و برنامه ريختن براي گشودن گره هاي كوچك كار عبثي است بايد گفت، سياست امري سيال است كه در هر لحظه امكانات و فرصت هايي از برهم كنش عاملان و عملگرهاي سياسي در آن پديدار مي شود، اين امكانات و فرصت هاي نوظهور چنان پيچيده و پيش بيني ناپذير خلق مي شوند كه امكان پرداختن به «فصل الخطاب» ها را از ميان مي برند. هر جمله «كلي» در منطق سياست ورزي به دليل سيال بودن عرصه عمل سياسي پهلو به پهلوي «نقيض» خود است.
لذا استراتژي هاي سياسي ذيل اصل سياست ورزي با چشم اندازهاي كوتاه مدت و البته در يك جهت گيري كلي تدوين مي شوند. درست نظير بازي شطرنج. در شطرنج هيچ بازيگر حرفه اي پيش از دست بردن به مهره اول امكان ندارد كه طراحي جدي براي «مات» كردن حريف در ذهن داشته باشد. به همين دليل در تدارك يك بازي شطرنج هر دو حريف سه مرحله متفاوت از استراتژي را در ذهن خود طراحي مي كنند. استراتژي گشايش (شروع بازي)، استراتژي وسط بازي، استراتژي آخر بازي، به دليل سيال بودن فوق العاده بازي شطرنج به تعداد بازيگران اين بازي بلكه به تعداد بازي هاي صورت گرفته مي توان تركيبات مختلفي از استراتژي ها را معرفي كرد.
در بازي شطرنج بازيگران حرفه اي از ابتدا به فكر مات كردن حريف نيستند يعني امكان ندارد كه چنين اتفاقي در ذهن بازيگران حرفه اي صورت بندد؛ گره هاي بزرگ (مات كردن حريف) پس از آنكه گره هاي كوچك در اختيار گرفتن نقاط استراتژيك صفحه شطرنج، تهديد و گرفتن پياده هاي حريف و تهديد و گرفتن سوارهاي حريف باز شد پيش چشم بازيگر شطرنج مي نشينند. اصلاح طلبان در شطرنج سياست «استراتژي گشايش» يا شروع بازي خود را مقتدرانه آغاز كرده اند. طرح و نقشه براي گرفتن نقاط استراتژيك صفحه شطرنج سياست و باز كردن مسير حركت سوارهاي سياسي با ائتلاف حداكثري اصلاح طلبان تحقق يافته است و رقيب به گونه اي جدي و به واسطه اختلاف و تشتت گسترده دروني خود مرعوب شده است.
اگر قواعد بازي تا پايان رعايت شود (سلامت انتخابات) ميتوان اميدوار بود كه استراتژي هاي وسط بازي نيز به گونه اي پسنديده در تداوم ائتلاف استراتژيك اصلاح طلبان محقق شود. شرط تداوم موفقيت «استراتژي گشايش» اصلاح طلبان تكيه بر اصل دوم از استراتژي كلان يعني «مطالبات حداقلي» است. «مطالبات حداقلي» يعني آنكه در وسط بازي ناگهان بدون آنكه تدارك لازم ديده باشيم و به نقطه عطف لازم رسيده باشيم «روند بازي» را رها نكرده و در لحظه به فكر پايان دادن به بازي و صدور «فصل الخطاب»ها نيفتيم.
اين حركت ميتواند تداوم يابد و اصلاحطلبان را به موقعيتهاي برتر استراتژيك رهنمون شود. بايد آموخت كه در اين مسير نبايد تعجيل كرد و رقيب را به برهم زدن قواعد بازي تحريك نمود. همين!
سعيد شريعتي
|| نظرات (0)
|