« پنجگانه‌هاي من 7 شب پس از يلدا بازي | صفحه اول | موي گربة وطنم »




۱۵:۰۸ سه شنبه ۱۲ دی ۱۳۸۵
درباره اعدام

اين روزها در حاشيه حوزه مباحث سياسي موضوع اعدام برجسته شده است. مهمترين خبر اين روزها اعدام صدام حسين ديكتاتور عراق بوده است كه بحث هاي متنوعي را در مورد موضوع اعدام برانگيخته است. حداقل دو دسته با اعدام صدام مخالفت مي‌كنند. عده اي كه اعدام زود هنگام صدام را عاملي جهت سرپوش نهادان به جنايت‌هاي بزرگ و اصلي كه احتمالاً شركايي هم داشته است مي دانند و عده‌اي نيز به دليل مخالفتي كه با اصل مقوله اعدام دارند با اعدام صدام به عنوان مصداقي از مصاديق اعدام مخالفت مي‌ورزند.
از سوي ديگر در داخل كشور نيز بار ديگر در حوزه مسائل حقوقي سرفصل اعدام گشوده شده است . نمايندگان مجلس در اصلاحيه‌اي بر قانون مجازات اسلامي طرحي ارائه كرده‌اند كه در صورت تصويب بر اساس آن عوامل انتشار تصاوير و فيلم‌هاي مستهجن و يا حاوي تصاوير مربوط به حريم خصوصي افراد به اعدام محكوم مي‌شوند.
در مورد موضوع فوق نامه آقاي عمادالدين باقي كه امروز منتشر شده است بسيار خواندني و آموزنده است. من تا حدود زيادي با آقاي باقي در اين زمينه خاص هم‌نظرم. البته در مقوله دفاع كلي از لغو حكم اعدام هنوز به اندازه لازم توجيه نشده‌ام و كماكان فكر مي‌كنم يكي از مجازات‌هاي لازم البته فوق‌العاده استثنايي اعدام است كه بايد تحت ضوابط روشن و طي تشريفات خاص حقوقي عليه افراد استثنايي به اجرا درآيد.
اما ديشب به طور كاملاً اتفاقي فيلم زندگي ديويد گيل را ديدم. فيلم محصول 2003 و ساخته الان پاركر و با بازي درخشان كوين اسپيسي و كيت وينسلت است. فيلمي صريح و تأثير گذار در مخالفت با صدور حكم اعدام. ديدن اين فيلم را به تمام دوستاني كه به مقوله حقوق بشر فكر مي‌كنند توصيه مي‌كنم.

سعيد شريعتي || نظرات (4)




   نظرات

محمد جواد روح :

وقتي فرستادندت بالاي دار،توجيه مي‌شي

 

فخری :

چند سال پيش در سفری که به آفريقای جنوبی داشتيم يکی از معضلاتی که مطرح می شد گسترش خشونت بويژه خشونت عليه زنان بود که به دليل حذف اعدام و ناکارآمدی سيستم جزايی موجود و مجازات های جایگزین ، لاینحل مانده بود .از آن موقع من هم به این موضوع فکر می کنم و هنوز نتوانسته ام مصالح جامعه و مصالح فردی و مباحث حقوق بشری را با هم جمع کنم . شاید چون این بحث ها کمتر به شکل علمی مطرح شده و شاید هم بعضی احکام جزمی و یا تعصبات و ... عامل آن بوده . اما هرچه هست هرگز از اعدام کسی احساس خوشایندی نداشته ام و هرگز حاضر به دیدن این صحنه نیستم

 

عبدالله :

من مخالف حذف کامل مجازات اعدام در کشور های اسلامی منطقه خاورميانه هستم. اعدام بايد به مهمترين جرايم محدود شود و البته در آيين دادرسی کيفری هم برای صدور حکم اعدام تشريفات دقيقی پيش بينی شود. معاهدات بين المللی هم بر محدود شدن اعدام به مهمترين جرايم موافقند .

 

بیژن :

سلام. خواستم مطلبی در باره (استراتژی گشایش) بنویسم، لینک باز نشد اینجا میاورم.
تشبیه سیاست به بازی شطرنج جایی درست است که طرفین قواعد بازی را رعایت میکنند. بنابرین استراتژی گشایش، وقتی که حریف در بازی قبلی قاعده را بر هم زده، کافی نیست. بازیگر در عین حال باید فکر راهبردی برای جلوگیری از بهم زدن قواعد باشد. عدم تعجیل و بسنده کردن به خواست های حداقلی چنین راهبردی نیست، گرچه در راهبرد گشایش قابل بحث است. چون اگر بازیگر در حد اقل ها باقی بماند اصولا خود از بازی انصراف داده است. قاعده بازی بر اینست که حریف مات شود و این مستلزم خوردن بیش از چند پیاده است. باید خانه های استراتژیک فتح شود و مهره های بزرگتری تهدید و گرفته شوند و اینها یعنی گذر از حداقل ها و تهدید و "تحریک" حریف و او در وسط بازی دوباره قاعده را برهم میزند. چرا حریِف به چنین کاری قادرست؟ چون زوری خارج از بازی دارد. بنابرین استراتژی بازداری حريف از بهم زدن قواعد، باید هدفش جمع آوری نیرو خارج از بازی باشد. اگر بازی را انتخابات و توانایی قانونی ارگان های منتخب بگیریم، خارج از بازی، سازمان، جنبش و نهادهای جامعه مدنی است ولی بازیگران ما متاسفانه اصلا به این مسئله توجهی ندارند چه رسد به راهبرد. وگرنه سکوت و بی عملی یکسال و نیمه را چگونه میتوان توجیه کرد؟ و الان هم فقط انتخابات و لاغیر. بد نیست به "استراتژی بازداری حريف از بهم زدن قواعد بازی" بیشتر بیاندیشید.