« صندوق توسعه ملي |
صفحه اول
| نور شبانگاه »
۱۲:۳۳ سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۸۷
دو پست با يك كليك
1) واژه مظلوم اقتدار
يكي از پديدههايي كه در دو سه سال اخير مورد توجه صاحبنظران بوده است مقوله «مظلوميت واژگاني» است. اين مفهوم بدان معناست كه واژههاي مهم و كليدي در ادبيات سياسي، اجتماعي و اعتقادي مورد ظلم واقع ميشوند و خالي از معناي حقيقي يا از آن بدتر در معنايي صد و هشتاد درجه برعكس معناي حقيقي خود به كار ميروند. درست به همان سياق كه «برعكس نهند نام زنگي كافور.»
اگر چه جريان حاكم به ويژه دولتيان در اين زمينه بيش از همه مورد اتهام هستند اما در مورد يك كلمه خاص بسياري از روشنفكران و فعالان سياسي اصلاحطلب نيز به اعتقاد من ستم روا داشتهاند و آن واژه اقتدار و خصوصاً كاربرد آن در تركيب «اقتدارگرايي» آن هم در توصيف رفتار جريان حاكم است.
حقيقت آن است كه «اقتدار» به كاربردن «قدرتِ» «مشروع» متكي به «اعتماد» و در جهت «رضايتمندي» شهروندان جامعه (به عنوان صاحبان اصلي قدرت) است.
چنانچه حاكمي هر يك از اجزاء اصلي يادشده در بالا را نداشته باشد طبيعتاً حكومت او از مفهوم اقتدار تهي است.
حال جريان حاكم در دولت نهم را چگونه ميتوان «اقتدارگرا» ناميد در حالي كه حتي اگر قدرت در اختيار او را مشروع بدانيم كه طي سازوكارهاي بيمسأله دموكراتيك بدست آمده است (كه در اين موضوع اما و اگر فراوان است) اما نه اعتمادي را برانگيخته است و نه رضايتمندي را به همراه داشته است.
هر روز كه ميگذرد اعتماد به تصميمها و اعمال قدرت گروه حاكم كمتر و كمتر ميشود، گفتارها و رفتارهاي غيركارشناسانه و نامدبرانه رئيس و اعضاي دولت به كاهش اين اعتماد دامن زده است. تصميمات يكشبه و تغيير آنها باز هم يكشبه بيثباتي و بي اعتمادي را در تمام سطوح دامن زده است و نمونههاي بسياري را در اين زمينه ميتوان مثال زد.
ديروز يكي از دوستان از قول يكي از معاونان وزارت بازرگاني ميگفت رئيس دولت شخصا صبح تماس ميگيرد و ميگويد كوپن پنير اعلام كنيد تا ما به خودمان بجنبيم ظهر مجدد مستقيما تماس ميگيرد ميگويد چه خبر است اين همه كالاهاي يارانهاي در بازار ريختهايد سريع گزارشي تهيه كنيد ببينيم چه خبر است و عصر مجدد با وزير تماس ميگيرد كه مردم احتياج دارند كوپن ارزاق عمومي مردم را اعلام كنيد و ما نميدانيم به كدامين ساز آواز بخوانيم. اين بي اعتمادي يك مسئول درجه سوم به مسئول درجه اول است حال شما ببينيد اين بي اعتمادي تا كجا نفوذ دارد و مردم روي هيچ چيز نميتوانند حساب باز كنند.
در باب مقوله رضايتمندي هم كه ناگفته پيداست اوضاع از چه قرار است. چند روز پيش به يكي از دوستان ميگفتم وضعيت چنان است كه اگر از كسي سؤال شود كه از اوضاع و احوال خود راضي هستي و او بگويد الحمدلله خدا را شكر اوضاع خوب است بايد يا او را در زمره عرفاي متقدم بدانيم كه ميگفتند «هر چه از دوست رسد نيكوست» و «رشتهاي برگردنم افكنده دوست ميكشد هر جا كه خاطرخواه اوست» يا اينكه در اوضاع و احوال سلامت رواني طرف ترديد جدي كنيم. شما ببينيد از رئيس دولت از اوضاع و احوال و جولان دادن مخالفان و مافيا گلهمند است تا رئيس قوه قضائيه كه دل پردردي از اوضاع دارد همينطور بگير بيا پايين تا مردم كوچه و بازار. خلاصه كيست كه از وضع موجود راضي باشد.
شايد اقتدار (Authority) را بتوان با مفهوم «قلمرو» در ادبيات كهن فارسي معادل گرفت. «قلمرو» (قلم+رو) يعني محدودهاي كه فرمان مكتوب حاكم تا آن محدوده نفوذ داشته و مورد امتثال (اعتماد و رضايت) قرار ميگرفته است.
حال ببينيد قلمرو جريان دولت نهم تا كجاست؟ وقتي رئيس دولت رسما در حضور جمعيت مردمي اعلام ميكند كه وزير اقتصاد حرف مرا نميخواند و مشكلات و گرانيها ناشي از اين موضوع است. وقتي وزير سابق كشور تلويحا ميگويد رئيس دولت تصميمات شخصي خود را به من تحميل ميكرد و من به آن تصميمات راضي نبودم. يا رئيس كل بانك مركزي بسته نظارتي ميبرد و دولت درست صد و هشتاد درجه برعكس آن تصميم ميگيرد و رئيس بانك مركزي صريحا اعلام ميكند ما مصوبه دولت را ابلاغ نميكنيم و بعد معاون اول رئيس جمهور مجبور به ابلاغ تصميمات دولت ميشود.
شما بفرماييد «قلمرو» اين دولت كجاست.
حقيقتاً ظلم به واژه اقتدار است اگر رفتار و عملكرد دولت نهم و جريان حامي آن را اقتدار گرايي بنماييم.
بين زورمداري و اقتدارگرايي قطعاًٌ فاصله بسيار است. و گفتهاند «مرد افغان زير بار زور نميرود مگر آنكه آن زور پرزور باشد».
2) شكست اقتدار دولت
پست دوم سه اپيزود دارد:
1) دانشجويان دانشگاه زنجان با هدف انتقامگيري از معاون دانشگاه كه حكم غيرقانوني لغو تشكلهاي دانشجويي را صادر كرده است برنامهريزي ميكنند.
الف) اقدام اطلاعاتي: خرده اطلاعاتي را كه از اطراف و اكناف شنيدهاند يككاسه كرده و شايعاتي را كه در مورد فساد اخلاقي معاون مزبور هست گردآوري ميكنند در اين حين به موردي برميخورند كه دست به نقد پيشنهادهاي ننگيني را دريافت كرده است. دختر قرباني در اين كار اطلاعاتي وارد همكاري ميشود و نقش «منبع» و «طعمه» را همزمان ميپذيرد.
ب) كار عملياتي: پس از تكميل كار اطلاعاتي وارد فاز عمليات ميشوند. «طعمه» با سوژه قرار ميگذارد و نيروهاي عملياتي با برنامهريزي و مجهز به اسباب تهيه سند و مدرك رأس زمان مقرر وارد محل عمليات ميشوند و سوژه را حين ارتكاب بازداشت ميكنند و از او فيلم تهيه ميشود و بلافاصله در تيراژ ميليوني در شبكه اينترنت و بلوتوث تكثير ميشود.
ج) كار قضايي: دانشجويان منتظر رسيدگي مسئولان دانشگاه، مقامات وزارت علوم و حتي دستگاه قضايي نميمانند و حكم به اخراج معاون متخلف داده و عملا با اشغال دانشگاه و ممانعت از تردد مسئولان مديرت دانشگاه را معزول نموده و بالاتر از آن خواستار استعفاي وزير علوم ميشوند.
اين يعني شكست اقتدار دولت و يعني اينكه دانشجويان اعتمادي به اعمال قدرت مشروع توسط دولت براي رسيدن به خواستههايشان (كه اعلام كردهاند) به شكلي كه موجب رضايتمندي آنان شود ندارند و خود وارد مجموعه اقداماتي ميشوند كه اختيار و ابزار قانوني و مشروع آنها عليالقاعده تنها در اختيار دولت است.
2) يكي از حاميان با سابقه دولت كه با معرفي نمايندگان حامي دولت در جريان تحقيق و تفحص مجلس از قوهقضائيه (كه روشن است اعمال فشار و تضعيف اين دستگاه را در برابر دولت و حاميانش هدفگيري كرده است) به بايگاني پروندههاي موجود در سازمان بازرسي كل كشور دسترسي پيدا ميكند و پس از انتشار اصل گزارش تحقيق و تفحص مجموعهاي از اطلاعات حاشيهاي را با هدف تثبيت نظريه رئيس دولت كه «جريانهاي مافيايي مانع از كار دولت هستند و در 16 سال گذشته فساد در مجموعه كارگزاران نظام نهادينه شده است و دولت نهم در جهت ريشهكني اين فسادها قيام كرده است» در جمعي از دانشجويان حامي ايده عدالتخواهي دولتنهم مطرح مي نمايد و موجي سهمگين ميآفريند و به سرعت در چنبره روابط تودرتوي جريانهاي همسو و همسود مچاله ميشود و از گردونه بازي به بيرون رانده ميشود.
علياالقاعده اگر اتهاماتي از اين جنس وجود ندارد پس ادعاهاي رئيس دولت كه قند (به لهجه هموطنان آذري بخوانيد) مكرر است ناظر به چه گروهها و اشخاصي است.
و اگر وجود دارد چرا دولت عدالتخواه اين دست و آن دست ميكند و اقدام جدي براي از ميان بردن ريشههاي باندهاي مافيايي صورت نميدهد تا قربانياني چون پاليزدار احساس وظيفه نكنند و پا در ميدان عمليات انتحاري(استشهادي) نگذارند.
و اين هر دو يعني شكست اقتدار دولت و يعني يا دروغ ميگويند و يا عرضه اقدام ندارند و بي جهت عدهاي را به صداهاي پرهياهو و هيجان به دنبال نخودسياه ميفرستند.
3) درست در روزي كه پس از نزديك به دوسال پيگيريهاي وزارت اطلاعات، وزارت خارجه، نيروي انتظامي ساير نهادهاي مسئول دولت پاكستان تنها ميپذيرد كه برادر عبدالمالك ريگي شرور و آشوبطلب سيستان و بلوچستان را تحويل ايران دهد و از آن به عنوان يك پيروز براي دولت نهم ياد ميشود اعلام ميشود كه 16 نفر از سربازان مظلوم نيروي انتظامي در سراوان به گروگان گرفته شدهاند طبيعي است كه بازتاب اين خبر در كنار آن خبر معني جز اين به ذهن نميرساند كه اشرار در مقابل يك نفر كه به هر شكل به دام نيروهاي دولتي افتاده است 16 نفر را ميبرند و آب از آب تكان نميخورد. تازه پشتبند آن معاون دادگستري سراوان توسط اشرار ترور ميشود و اين يعني شكست اقتدار دولت يعني در يكي از استراتژيكترين استانهاي مرزي كشور اشرار و آشوبطلبان هر غلطي كه دلشان بخواهد ميكنند و دولت توان حل اين معضل را ندارد.
سعيد شريعتي
|| نظرات (1)
|| دنبالک (0)
دنبالك
دنبالك اين نوشته: http://saeedshariati.ir/cgi-bin/mt333/mt-tb.cgi/7
|
نظرات
سید علی :
سلام خوبین آقا سعید می بینم فعال شدین! موفق باشید دوست و استاد عزیز
سید علی - June 18, 2008 5:30 PM