« خاتمي تنها و بهترين گزينه‌اي است كه مي‌تواند ثبات، آشتي و وحدت ملی را با خود بياورد | صفحه اول | چشم تو »




۱۱:۵۴ شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۷
آرايش نيروهاي سياسي
در آستانه انتخابات رياست جمهوري

در آستانه انتخابات رياست جمهوري دهم و در حالي كه عرصه سياسي خود را از مدت‌ها پيش براي صف‌آرايي نيروها براي رقابت‌هاي انتخاباتي آماده كرده است، به نظر مي‌آيد با نگاه بيروني به آرايش نيروهاي سياسي بتوان موقعيت هر يك از گرايش‌هاي سياسي را مورد ارزيابي قرارداد و چشم‌انداز ائتلاف‌ها و مواضع نيروهاي سياسي را تا حد زيادي ترسيم نمود.
متن حاضر تلاش دارد بر مبناي شاخص‌هاي مؤثر كه در عرصه سياسي ايران قابل تشخيص است مجموعه نيروهاي سياسي و به تبع آن پايگاه اجتماعي آنان را تفكيك نموده نموداري از صف‌بندي‌هاي موجود را ترسيم نمايد.
شاخص‌هاي مورد نظر براي اين تقسيم‌بندي عبارت است از موضع جريان‌هاي سياسي درباره:
1- وضعيت موجود سياسي و اجتماعي كشور
2- كارگزاران دولت نهم
3- شركت در انتخابات
با توجه به هر يك از اين شاخص‌ها ابتدا مي‌توان مواضع ممكن و موجود را تبيين كرد لازم به ذكر است كه در تقسيم‌بندي هر يك از اين شاخص‌ها بايد چيزي حدود بيست درصد از جامعه را كه نسبت به عرصه سياسي و رخدادهاي آن به طور كلي بي‌تفاوتند را كنار گذاشت:
1- وضعيت موجود سياسي و اجتماعي كشور
1-1- موافقان وضع موجود: تعدادي از مجموعه‌هاي قابل احصاء در كشور با وضعيت موجود سياسي و اجتماعي كشور موافقند و اگر چه ممكن است برخي انتقادها را بر برنامه‌ها و عملكردها يا برخي كارگزاران فعلي نظام در سطوح مختلف داشته باشند اما از كليت وضع موجود دفاع مي‌كنند و با تداوم آن موافق و همراهند. اگر چه بخش‌هايي از محافظه‌كاران به دليل شدت انتقاداتشان به دولت و سياست‌‌هاي آن حمايتشان از وضع موجود مشروط و منوط به تغييراتي در سطح كارگزاران دولت است.
بر اساس برآوردها و نتايج پاره‌اي از پيمايش‌هاي اجتماعي و نيز نتايج انتخابات‌هاي اخير مي‌توان مدعي بود اين دسته چيزي قريب به 30 درصد داراي وزن اجتماعي هستند.
1-2- مخالفان وضع موجود: تعدادي از مجموعه‌هاي قابل احصاء در كشور با وضعيت موجود سياسي و اجتماعي كشور مخالفند، برخي از آنها معتقدند كه در چارچوب ساختار‌هاي حقوقي و حقيقي موجود امكان تغيير وضعيت موجود و اصلاح آن ميسر است و برخي معتقدند كه لاجرم براي تغيير شرايط موجود كشور بايد تغييرات ساختاري در كشور صورت پذيرد و وضع موجود با شرايط ساختاري كنوني قابل اصلاح نيست.
مجموع وزن اجتماعي قابل احصاء براي اين دسته از نيروها چيزي قريب به 50 درصد است.


2- كارگزاران دولت نهم
2-1- موافقان كارگزاران دولت نهم: برخي از نيروهاي سياسي در وضعيت موجود با تداوم قرار داشتن قدرت اجرايي كشور در اختيار جريان حامي دولت نهم و كارگزاران آن موافقند بلكه براي آن تلاش مي‌كنند. اين مجموعه از نيروها شامل گروه‌هاي سياسي مدافع احمدي‌نژاد و دولتش و نيز نيروهاي نظامي و شبه‌نظامي حامي وي كه در انتخابات دور نهم به صورت حزبي پادگاني آراء وي را سازمان دادند مي‌باشد. وزن اجتماعي مجموع اين دسته در شرايط كنوني چيزي نزديك به 20 درصد است. اگر چه در اين مجموعه، بخش‌هايي از ساختارشكنان را كه معتقدند تداوم حضور كارگزاران دولت نهم در مجموعه اجرايي كشور به بحران‌هاي دروني نظام دامن مي‌زند و از اين منظر ساختارهاي نظام را لرزان‌تر مي‌كنند لذا از تداوم كار آنان خرسندند را نيز مي‌توان در اين مجموعه قرار داد، اما به دليل كم بودن وزن صاحبان اين تحليل از آن صرف‌نظر مي‌شود.
2-2- مخالقان كارگزاران دولت نهم: اين مجموعه شامل تمام مجموعه‌ها و نيروهايي است كه به هر دليل با تداوم كار كارگزاران دولت نهم و رئيس آن مخالفند و به دنبال تغيير هستند. توجه به اين امر ضروري است كه اين مجموعه از بخش‌هايي از اقتدارگرايان تا نيروهاي سياسي ساختارشكن و تحريمي‌ها را شامل مي‌شود و بنا بر اين وزن اجتماعي آن چيزي حدود 60 درصد است.

3- شركت در انتخابات :
3-1- موافقان شركت در انتخابات: برخي از نيروهاي سياسي موجود كاملاً موافق شركت در انتخابات‌اند و از شركت در انتخابات تحت هر شرايطي دفاع مي‌كنند و پايگاه اجتماعي خود را به شركت فعال در انتخابات فرا مي‌خوانند. اگر چه پاره‌اي از اين نيروها در مقدمه امر به سلامت و عادلانه و آزاد بودن انتخابات حساسيت نشان مي دهند اما به هر روي و بر اساس سابقه و پيوندهاي سياسي خود نمي‌توانند به اين حساسيت خود جامه عملي جز شركت در انتخابات بخشند. وزن اجتماعي اين دسته چيزي قريب به 45 درصد است. (به عبارت ديگر در انتخابات رياست جمهوري با هر كيفيتي حداقل 45 درصد شركت خواهند كرد.)
3-2- موافقان مشروط شركت در انتخابات: اين دسته از نيروها كه عموماً بخش‌هايي از نيروهاي اصلاح‌طلب را شامل مي‌شوند بر سلامت و آزادانه و عادلانه بودن انتخابات پاي مي‌فشرند و شركت خود در انتخابات را منوط به برقراري نسبي اين شرايط مي‌دانند. اين مجموعه داراي وزن اجتماعي حدود 25 درصد هستند. لازم به توضيح است كه از ميان اين نيروها :
3-2-1- عده‌اي تلاش خود را معطوف به اين مي‌كنند كه اين شرايط فراهم شود و معتقدند كه مي‌توان با كنشگري فعال شرايط انتخابات مطلوب را به مخالفان تحميل كرد. اين گروه داراي وزن اجتماعي معادل 15 درصد هستند.
3-2-2- برخي ديگر از نيروها در اين مجموعه نسبت به شرايط انتخابات منفعل‌اند و معتقدند دستگاه اجرا و نظارت بر انتخابات موظف است كه شرايط انتخابات را فراهم كند، اگر چنين شد در انتخابات شركت كرده و اگر شرايط از سوي مجريان و ناظران انتخابات فراهم نشد به هر روي در انتخابات نبايد شركت كرد. اين دسته حدود 10 درصد وزن اجتماعي دارند.
3-3- مخالفان شركت در انتخابات: كه معروف به تحريمي‌ها هستند تحت هر شرايطي معتقدند كه نظام ظرفيت اصلاح‌ و تغييرپذيري از درون را از دست داده و فاقد آن است لذا هر انتخاباتي در كشور بي معناست و اساساً مبارزه پارلمانتاريستي براي به دست گرفتن قدرت در جمهوري اسلامي بي‌معناست. اين گروه در مجموع 10 درصد وزن اجتماعي دارند. در اين مجموعه:
3-3-1- پاره‌اي از نيروها كه عمدتاً نيروهاي مخالف ساختار در درون كشورند و تحريمي فعال هستند و حدود 5 درصد وزن اجتماعي دارند بعضاً مي‌كوشند حتي با طرح برخي از نام‌ها به عنوان كانديداي رياست جمهوري كنش فعالانه‌اي در جهت تحريم به نمايش بگذارند و عملا مدعاي خود در جهت اصلاح‌ناپذيري و تنگ‌نظري نظام را از اين مجرا به اثبات برسانند. (تحريمي‌هاي فعال)
3-3-2- بخش ديگر نيروهاي تحريمي شامل نيروهاي اپوزيسيون نظام كه عمدتا در خارج از كشور اقامت دارند و بي‌هيچ ملاحظه‌اي نظام را فاقد مشروعيت دانسته و پايگاه اجتماعي خود را همواره به عدم شركت در انتخابات‌ها فرامي‌خوانند. اين مجموعه نيز شايد حدود 5 درصد وزن اجتماعي داشته باشند. (تحريمي‌هاي منفعل)

تقسيم‌بندي جريان‌هاي سياسي
در يك تقسيم‌بندي كلي و مرسوم جريان‌هاي سياسي شامل محافظه‌كاران (اقتدارگرايان و سنتي‌ها)، اصلاح‌طلبان و ساختارشكنان(تحريمي‌ها) هستند و بر اساس شاخص‌هاي مورد نظر اين تحليل مي‌توان اين جريان‌ها را در 8 جريان از يكديگر باز شناخت. جدول و دياگرام زير نشان‌دهنده اين تقسيم‌بندي، اصلي ترين گروه‌هاي سياسي موجود در هر يك از دسته‌ها و كانديداهاي احتمالي مورد حمايت هريك از آنان در انتخابات رياست جمهوري است:


گزاره‌هايي درباره انتخابات دهمين دوره رياست‌جمهوري
بر اساس شاخص‌ها، جداول و دياگرام‌هاي متن حاضر مي‌توان مدعي گزاره‌هاي زير درباره دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بود،
1- اگر انتخابات آزاد و عادلانه باشد و رقابت‌هاي انتخاباتي بدون مسأله باشد ائتلاف‌هايي كه شكل خواهد گرفت از يك سو همه اصلاح‌طلبان با وزني معادل 40 درصد كل در يك سو و همه اقتدارگرايان و محافظه‌كاران با وزني معادل 30 درصد كل در يك سو قرار خواهند گرفت. و ميزان مشاركت در بالاترين سطح يعني 70 دردصد واجدان شرايط خواهد بود. اين در حالتي است كه كانديداي اصلي اصلاح‌طلبان خاتمي و كانديداي اصلي اقتدارگرايان و محافظه‌كاران احمدي‌نژاد باشد. بدين ترتيب نتيجه انتخابات در همان دور نخست رقم خواهد خورد. (خاتمي با 57 درصد آراء در برابر 43 درصد آراء احمدي‌نژاد پيروز خواهد شد)
2- اگر انتخابات آزاد و عادلانه باشد اما به هر دليل خاتمي در انتخابات شركت نكند، انتخابات با حداقل 4 كانديدا برگزار خواهد شد و ميزان مشاركت كمتر از 60 درصد خواهد بود، كانديداي اصلاح‌طلبان ( كروبي يا نجفي) (شامل اصلاح‌طلبان لا بشرط و اصلاح‌طلبان بشرط لاي فعال) مجموعاً كمتر از 30 درصد (بخش‌هايي از اصلاح‌طلبان بشرط لاي فعال نيز ريزش خواهند كرد)، كانديداي محافظه‌كاران منتقد 5 درصد، كانديداي اقتدارگرايان منتقد 5 درصد و كانديداي اقتدارگريان حاكم 20 درصد (احمدي‌نژاد) بدين ترتيب به احتمال زياد انتخابات به دور دوم كشيده خواهد شد و كانديداي اصلاح‌طلبان با احمدي‌نژاد رقابت خواهد كرد و مي‌توان انتظار داشت كه در دور دوم احمدي‌نژاد با اختلاف اندك پيروز شود.
3- اگر انتخابات آزاد و عادلانه نباشد، انتخابات باز هم چند قطبي (با حداقل چهار كانديدا) خواهد بود اما در جبهه اصلاح‌طلبان تنها اصلاح‌طلبان لا بشرط شركت خواهند كرد. ميزان مشاركت به زير 50 درصد (حدود 45 درصد) كاهش خواهد يافت. انتخابات به احتمال زياد ميان كانديداي اصلاح‌طلبان لا بشرط و احمدي‌نژاد به دور دوم كشيده مي‌شود و احمدي‌نژاد در دور دوم با فاصله قابل توجه پيروز خواهد شد.
4- روشن است كه تحريمي‌ها با كاستن از ميزان مشاركت و ايجاد نااميدي از تأثيرگذاري در رأي‌دهندگان بالقوه در يك ائتلاف نانوشته به سود اقتدارگرايان حاكم عمل مي‌كنند.
** در تدوين اين متن از يافته‌هاي پيمايش‌هاي نگرش سنجي انجام شده در سال‌هاي اخير از جمله پيمايش سراسري ارزش ها و نگرش‌هاي ايرانيان (موج دوم و گزارش مقدماتي موج سوم)، پيمايش نگرش‌هاي سياسي ايرانيان (انجام شده و منتشر نشده توسط ايسپا)، گزارش افكارسنجي سراسري اخير مركز پژوهش‌هاي صدا و سيما و تحليل كمي آراء انتخابات دور نهم رياست جمهوري و انتخابات مجلس هشتم استفاده شده است.


سعيد شريعتي || نظرات (15) || دنبالک (0)

   دنبالك

دنبالك اين نوشته:
http://saeedshariati.ir/cgi-bin/mt333/mt-tb.cgi/12




   نظرات

محتشمی :

پایدار باشید :)

 

فرهمند :

سلام . تحلیل خوبی است . اما قالیباف در صورت نامزدی خاتمی از وی حمایت خواهد کرد . این را هم قبلاً در محافل گفته است که اساساً در صورت آمدن خاتمی نامزد نخواهد شد و در این صورت احتمال حمایتش از احمدی نژاد صفر است . بنابراین در صورت نامزدی خاتمی باید آرای وی را بالاتر از این دانست . ضمن اینکه درست نیست ما فکر کنیم همه اصولگرایان پشت سر احمدی نژاد قرار می گیرند . هرگز این طور نیست .

سعيد: ممنون از اظهار لطفت، اما اين تحليل ناظر به جريان‌هاي سياسي است و نه اشخاص. قطعاً شما با من هم‌نظري در اين مورد كه در ايران محبوبيت يا نفوذ شخصيت‌ها خاصيت تعدي ندارد به عبارت ديگر اينگونه نيست كه اگر قاليباف مورد حمايت جرياني باشد، كنار رفتن او به نفع ديگري به مثابه حمايت جريان حامي او از آن ديگري باشد. اين حتي براي شخص خاتمي هم تا حدود زيادي صادق است. ضمن اينكه بسيار بعيد مي دانم به قاليباف اجازه داده شود كه علناً از خاتمي حمايت كند.

 

حبیب :

خاتمی انسان دوسداشتنی است واگردر تقلب هابیش از حد افراط نشود قطعا رای می ارد اگرچه اعتمادی به این ازخدابی خبرهای ریاکار مثلا اصولگرا نیست کاندیدای ارمانی من خاتمی نیست اما دراین شرایط خاتمی بهترین گزینه است نه کروبی و عبدا..نوری

 

ساغر :

اعداد 57 و 43 (ناظر بر درصد آرای احتمالی آقایان خاتمی و احمدی نژاد) از کجا آمده اند؟
لطفا اصل منابع تحلیل خود را نیز به تحلیل ضمیمه کنید. در سایت ایسپا آرشیو افکارسنجی مورد اشاره شما رو پیدا نکردم.

سعيد: ساغر عزيز، ممنون از اظهار نظر شما، اعداد 57 و 43 درصد با اين فرض به دست امده است كه در صورت برگزاري انتخابات آزاد و عادلانه انتظار مي‌رود كه 70 درصد از واجدان شرايط در انتخابات شركت كنند (به عبارتي تنها 20 درصد بي تفاوت و 10 درصد تحريمي در انتخابات حضور نخواهند يافت) به اين ترتيب به شرط اينكه انتخابات دو قطبي كامل باشد يعني خاتمي در برابر احمدي‌نژاد آنگاه نسبت 40 درصد پايگاه رأي خاتمي (مجموعه اصلاح‌طلبان) به 70 درصد شركت كننده از كل واجدان شرايط معادل 57 درصد كل شركت كنندگان خواهد شد به همين صورت 43 درصد (30 دردصد به 70 دردصد) رأي احمدي‌نژاد خواهد بود. توجه داريد كه اين اعداد بدون درنظر گرفتن آراء مخدوش و باطله به دست آمده و در عمل ممكن است تفاوت‌هايي به وجود آيد اما اين نسبت بالقوه مورد ادعاي بنده است.
نكته ديگري را هم كه بايد اشاره كنم اين است كه در صورت برگزاري انتخابات با فرض بالا احتمال اينكه ريزش و عدم شركت در انتخابات در پايگاه محافظه‌كاران اتفاق بيفتد بسيار زياد است مشابه آنچه كمه در انتخابات خرداد 80 صورت گرت و عليرغم افزايش رأي خاتمي و تعدد نامزدهاي محافظه‌كار در برابر خاتمي اما ميزان كل مشاركت پايين آمد اين به معناي عدم شركت بخشي از حاميان جناح محافظه‌كار به دليل نااميدي از تأثير رأيشان در برابر پيروزي خاتمي بود. اين بار اما گلايه‌مندي‌‌ها و نارضايتي‌ها از احمدي‌نژاد هم به آن نااميدي اضافه خواهد شد.
در مورد منابع مورد استفاده و الحاق آن به اين پست بايد عرض كنم پيمايش ارزش‌ها و نگرش‌هاي ايرانيان توسط وزارت ارشاد در دولت قبل منتشر شده است و قابل ابتياع از واحدهاي فروش انتشارات وزارت ارشاد مي‌باشد. افكارسنجي ايسپا پيمايش مورد اشاره ا به دليل ممانعت از انتشار عمومي آن از سوي دولت و مراجع ديگر تنها در 500 تا 1000 نسخه براي استفاده خواص منتشر كرده است كه به لطف يكي از دوستان به دست من رسيده است. گزارش افكارسنجي اخير صدا و سيما هم محرمانه است اما باز به لطف يكي از دوستان اين گزارش را مشاهده كرده‌ام طبيعي است كه انتشار اصل آن در وبلاگ من بار حقوقي دارد و چنين اجازه‌اي ندارم. در مورد تحليل آراء انتخابات هم آمار آراأ انتخابات‌هاي گذشته قابل استحصال و استخراج است اگر علاقه‌مند به داشتن ريز اين آراء بوديد به من ايميل بزنيد لطفتا تا در اختيارتان قرار دهم.
باز هم ممنون

 

:

وصف العیش نصف العیش
آرزو بر احمقان هم عیب نیست
۲زار بده آش به همین خیال باش

 

اصلاح طلب سوسولگرا با گرایش منطق گل یاس :

تجزیه ات خوبه اما مرده شور تحلیلتو ببرن
درستش اییییینه
اقتدار گراهای قدرت طلب ۰.۰۰۰۱ در صد
قدرت طلبهای اقتدار گرا هم ۰.۰۰۰۰۰۲ درصد
طلب گراهای قدرتمند هم ۰.۰۰۰۳ درصد
طلب گراهای فرصت سوز ۰.۰۰۰۰۱۲ درصد
قدرت سوزان طلب گرا ۰.۰۰۰۰۳ درصد
گراطلب های قدرت مدار ۰.۰۰۰۰۵ درصد
مدار طلبان گراقدرت ۰.۰۰۰۰۴۳ درصد بنابراین خاتمی هزارو دو درصد رای می آورد
البته اگر آقای کروبی شب برود تا ده صبح بخوابد

 

حميد :

1- اين كه آقاي خاتمي بيايد و راي هم بياورد، هم مطلوب ماست و هم خيلي ممكن است دور از ذهن نباشد! اما فكر ميكنم اين اعداد 57 و 43 را خيلي خوشبينانه و رويا پردازانه باشند!نميشود روي هيچ چيز حساب كرد!
2- اگر خاطرتان باشد، يكبار اينترنتاً! و از طريق چَت، از شما پرسيدم كه اگر خاتمي هم آمد و همه هم به او راي داديم و رايش را با «بد اخلاقي انتخاباتي» به نفع خودشان قبضه كردند چه؟ باز هم شكايت به خدا؟ باز هم سكوت؟ باز هم خون به دل كردن مردم؟ يا باز هم صدور بيانيه و خواستار شدن صيانت از آراي مردم؟ كي قرار است فعاليت اصلاح طلبان از فاز بيانيه و سكوت خارج شود؟
3- با پسر دكتر شيرزاد (پسر كوچكشان) صحبت ميكردم. حرفهاش كلي اميدواري ميداد، اما اميد خشك و خالي كافي نيست! حرف كافي نيست! عمل كجاست؟ خوشبينانه به همه چيز نگاه كردن و ناگهان «غافلگير شدن» هيچ دردي را دوا نميكند!

 

حميد :

راستي يادم رفت بگم كه نظر من رو با پيش قضاوت تحريمي بودن نخوانيد! من و دوستان و نزديكانم در حدّ خودمان تلاشمان را در دو انتخابات شوراها و مجلس، براي راي جمع كردن براي اصلاح طلبان كرديم و ديديم كه اطرافيانمان و خيليهاي ديگه به اصلاح طلبان راي دادند، اما راي را قبضه كردند! باز هم حاضريم براي انتخابات رياست جمهوري با تمام وجود تلاش كنيم. اما اگر به سرنوشت دو انتخاباتي كه پيش تر گفتم، دچار شود، ديگر جدي جدي پايگاهتان در بين هواداران سابقتان از دست برود! با خيلي از اطرافيانم كه صحبت ميكنم، همين نظر را دارند!

 

غلامرضا جعفری از شاهرود :

سعید جان سلام امید وارم در راستای پیش برد اصلاحات موفق باشید از آخرین دیدارمان در سمنان در ماه رمضان چند روزی میگذرد اما در همین چند روز تردیدخاتمی مرتفع و آقایان نوری و کروبی به ضرورت تجدید نظر رسیده اند البته احتمالا وبلاگ من هم به آدرس بالا راه افتاده و ستاد ملی جوانان حامی خاتمی در استان سمنان در راه است و اما مقاله شما دقیق جامع و علمی بود ولی اثبات گرایی مکتب آمریکا مبتنی بر تحلیل کاملا ریاضی حاکم بود که با توجه به پیچیدگی عوامل انسانی هیچ تحلیل اثبات گرایانه ای به اعنقاد اینجانب قطعیت 100 درصدی ندارد اما تلاش هوشیارانه شما در نگاه به فضای سیاسی ستودنی است موفق باشید

 

غبامرضا جعفری ازشاهرود :

سلام جناب شریعتی مطلب زیر را در وبلاگ خود قرار داده و برای سایت آقای خاتمی هم ارسال کرده ام عینش را برای شما میفرستم
نامه ای برای خاتمی
سلام خاتمی عزیز اعلام راه اندازی مجدد وبلاگ فرزندان خاتمی پس از یک سال بهانه ای بود برای احوال پرسی و تاکید بر دعوت از شما برای نامزدی انتخابات
به عنوان فارغ التحصیل کارشناسی علوم سیاسی به شما میگویم که انتخابات در ایران هنوز اندیشه محور و برنامه گرا و به عبارت بهتر حزبی نیست ساختار حقوقی و زیر ساخت های فرهنگی نقش افراد را در مقطع کنونی پر رنگتر میکند موسوی نمی آید نوری رد صلاحیت میشود و در صورت تایید بخاطر حضور اصلاح طلبان دیگر و عدم رسانه برای معرفی اگر آرایش از آرای دور قبل معین عزیز بالاتر رود بیشتر از 7000000 نفر نخواهد بود کروبی هم در حد دور قبل رای دارد عارف مهر علی زاده هم شانس رایشان صفر است امثال کرباسچی و مهاجرانی هم محکوم به رد صلاحیت اند نجفی روحانی و قالی باف در صورت نبودن شما شانس رفتن به دور دوم احتمالی را با برد نزدیک به قطعی احمدی نژاد دارند لاریجانی و حداد عادل یا پور محمدی یا چمران هیچ یک به دو میلیون رای نمیرسندپس اگر شما نیایید رقیب اصلی اصلاحات پیروز میشود حس قدرت گریزی تان را که ناشی از ابعاد فلسفی و فرهنگی شخصیت والای شماست درک میکنم اما رسالت تاریخی ونیاز یک جنبش اجتمایی به خاتمی حاضر و فعال و نه تاریخی و در موزه شمارا به سمت ترجیح خواست اجتماعی سوق خواهد داد شما در این دوره نسبت به سال 80 ریزش آرا خواهید داشت اما کف آرای تان از 14000000 نفران شاء الله کمتر نخواهد بود بیا اما در 4 سال آینده سعی کن حد اقل 4 خاتمی قابل معرفی و دفاع بسازی تا میراث جاودان اصلاحگری باشند موفق باشی

 

غلامرضا جعفری ازشاهرود :

سلام جناب شریعتی مطلب زیر را در وبلاگ خود قرار داده و برای سایت آقای خاتمی هم ارسال کرده ام عینش را برای شما میفرستم
نامه ای برای خاتمی

 

غلامرضا جعفری ازشاهرود :

نامه ای برای خاتمی
سلام خاتمی عزیز اعلام راه اندازی مجدد وبلاگ فرزندان خاتمی پس از یک سال بهانه ای بود برای احوال پرسی و تاکید بر دعوت از شما برای نامزدی انتخابات
به عنوان فارغ التحصیل کارشناسی علوم سیاسی به شما میگویم که انتخابات در ایران هنوز اندیشه محور و برنامه گرا و به عبارت بهتر حزبی نیست ساختار حقوقی و زیر ساخت های فرهنگی نقش افراد را در مقطع کنونی پر رنگتر میکند موسوی نمی آید نوری رد صلاحیت میشود و در صورت تایید بخاطر حضور اصلاح طلبان دیگر و عدم رسانه برای معرفی اگر آرایش از آرای دور قبل معین عزیز بالاتر رود بیشتر از 7000000 نفر نخواهد بود کروبی هم در حد دور قبل رای دارد عارف مهر علی زاده هم شانس رایشان صفر است امثال کرباسچی و مهاجرانی هم محکوم به رد صلاحیت اند نجفی روحانی و قالی باف در صورت نبودن شما شانس رفتن به دور دوم احتمالی را با برد نزدیک به قطعی احمدی نژاد دارند لاریجانی و حداد عادل یا پور محمدی یا چمران هیچ یک به دو میلیون رای نمیرسندپس اگر شما نیایید رقیب اصلی اصلاحات پیروز میشود حس قدرت گریزی تان را که ناشی از ابعاد فلسفی و فرهنگی شخصیت والای شماست درک میکنم اما رسالت تاریخی ونیاز یک جنبش اجتمایی به خاتمی حاضر و فعال و نه تاریخی و در موزه شمارا به سمت ترجیح خواست اجتماعی سوق خواهد داد شما در این دوره نسبت به سال 80 ریزش آرا خواهید داشت اما کف آرای تان از 14000000 نفران شاء الله کمتر نخواهد بود بیا اما در 4 سال آینده سعی کن حد اقل 4 خاتمی قابل معرفی و دفاع بسازی تا میراث جاودان اصلاحگری باشند موفق باشی

 

پیام :

آن مرد می آید
آن مرد با باران می آید

 

پدرام :

سلام
این روزها اگر فعالان سیاسی تحلیل انتزاعی بدهند و ادعاهای عجیب بکنند بیشتر مقبول هستند تا بنشینند و دو تا نظرسنجی را کنار هم بگذارند و خروجی بگیرند. کار جالبی بود. البته من امیدوار بودم با نیامدن خاتمی شانس دیگر بماند که ظاهرا در بررسی شما شانس دیگری وجود ندارد