|
۱۸:۳۵ جمعه ۲۷ شهریور ۱۳۸۳
[ادبيات]
/كاركرد نوشتن
در طول تاريخ نوشتن و سواد داشتن يك قدرت محسوب ميشده است. كسي قادر به خواندن و نوشتن بوده، فرصتهاي بيشتري براي موفقيت داشته است تا اشخاصي كه بيسواد بودهاند. اما در طي تاريخ بخش ديگري هم وجود دارد كه كمتر به آن پرداخته شده است.
همپاي گفتن حقايق، براي گفتن دروغ نيز از نوشتن استفاده شده است. همچنان كه از اين وسيله براي تحصيل، پيشرفت و گسترش افكار مدد گرفته شده، براي گمراه كردن و عقب نگهداشن و از كار انداختن افكار نيز از آن ياري گرفته شده است.
سقراط در حكايتي كه از «توث» خداي مصري ميآورد، تلاش مي كند تا توجه ما را به حساسيت نوشتن جلب كند. توث خالق نوشتن به نزد پادشاه مي آيد تا نظر وي را در مورد اختراعش بداند.
پادشاه به او ميگويد:«تو، كسي كه پدر حروف هستي، اختراعي كردهاي كه بر خلاف آنچه در واقع مينمايد، داراي قدرت بسيار است.... اختراع تو با حافظه كاري ندارد، اما ماندگار است. تو به مردم چيزي دادهاي كه وراي ديد آنان را برايشان متصور ميكند كه حقيقت نداردو چيزهايي ميخوانند كه براي آنها تربيت نشده و مهيا نگشتهاند. آنان از نكته هاي بسياري اطلاع پيدا ميكنند كه پيش از اين نسبت به آنها نادان بودهاند.»
[داستان نوشتن- اندرو رابينسون- الهه فر- كتاب نوشتن- دفتر اول- گردآوري كاظم رهبر- كتاب خورشيد- 1381]
سعيد شريعتي
|| نظرات (0)
۰۸:۱۴ جمعه ۲۷ شهریور ۱۳۸۳
[تاريخ]
/نيم ساعت در دارالفنون/
پس از گذشت دو روز از انتشار شمارة يكم صور اسرافيل ، مخبرالسلطنه ، وزير علوم، طي صدور حكمي ميرزا جهانگيرخان را به نزد خود فراخواند و به اين ترتيب تحول تازه سانسور مطبوعات در دوران آزادي شكل گرفت:
ميرزا جهانگيرخان در جهت تداوم مبارزه با هرگونه سانسور و مميزي، مشروح ماجراي خود به وزارت علوم و سخناني كه در اين ملاقات اجباري و محاكمه مانند رد و بدل شده بود را در شماره دوم صوراسرافيل، زير عنوان «نيم ساعت در دارالفنون» اينگونه نوشت:
«در شماره اول هفتگي صوراسرافيل بعد از قبول مسئوليت نزد رقيب و عتيد، يعني كرامالكاتبين با قوت قلب و اعتماد، قلم روي كاغذ گذاشتيم و ادارة انطباعات را پوسيده نوشتيم. يعني ادارة مردهاي كه وجود خارجي نداشته باشد. زيرا كه مملكت و دولت ما مشروطه است. و مطبوعات نيز بايد مثل ساير دول مشروطة عالم، آزاد باشد. و كلمة «منحوسة سانسور» يعني تفتيش در مطبوعات، با ساير الفاظ منفورة ديگر كه يادگار دورة خوف و وحشت است بكلي از وطن ما محو و نابود شود. و بعدها اين كلمات فقط در كتب تاريخ به يادگار بماند.
سعيد شريعتي
|| نظرات (0)
۰۹:۵۸ شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۳
[حقوق]
/اقسام حق/
... تحت عنوان حق، چهارگونه ارتباط متقابل و متلازم كه (به ادعاي هوفلد) قابل فروكاسته شدن به يكديگر نبودند، كشف گرديد:
1-حق – ادعا 2- حق-آزادي 3- حق- قدرت 4- حق – مصونيت.
حقهايي مانند حق «طلب دين» از نوع «حق-ادعا» هستند و به عبارتي ديگر «حق به معناي مضيق» ناميده شدهاند. حق ادعاها هميشه با تكليف همراه ميباش، بدين معنا كه در اين نوع از حق يك رابطه دو جانبه ميان دو شخص وجود دارد كه براي يكي استحقاق و بر ديگري تكليف ميآورد....
حقهايي مانند آزادي بيان از نوع «حق-آزادي» يا «امتياز»ها هستند. در اينجا نمي توان همانند نوع پيشين ادعا و تكليف متلازم را براي هر دو طرف متفاوت تعيين كرد.
سعيد شريعتي
|| نظرات (1)
۰۹:۵۱ شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۸۳
[موسيقي]
/لغزش وزيري/
اين طرز نگرش تنها متعلق به وزيري نبود. بيشتر تحصيلكردههاي خارج اين گونه بودند. غلامحسين مينباشيان (رييس هنرستان عالي موسيقي) از طفوليت در غرب به تحصيل موسيقي فرنگي پرداخته بود و وزيري تنها پنجسال، آن هم در سنين بالاتر، به آموزش موسيقي فرنگي همت گما شته بود. اما با اين وجود نظرات اين دو نفر، در رابطه با موسيقي ايراني، كم و بيش مشابه است. متأسفانه هر دو استاد محترم، موسيقي ايراني را به «شهوات انساني» منتسب ميكنند.
سخنان مين باشيان (رئيس هنرستان عالي موسيقي) بعد از دوره وزيري:
«هر شخص متعصب كه از موسيقي علمي خبر دارد، تصديق ميكند و حس مي نمايد كه تار و دنبك و كمانچه، همان طور كه شتر به پاي راهآهن نميرسد، قدرت برابري با موسيقي غربي را ندارند.»
«... متأسفانه موسيقي در كشور ما از چند سال پيش اهميتي را كه شايستهي مقام آن است دارا نبوده و پيشينيان، چنان كه بايد، در صدد تكميل و ترويج و تعميم آن برنيامدند و عامه مردم نيز فايده و لذت ديگري جز تحريك شهوات نفساني در مواقع عيش و نوش از آن نديده و نچشيدهاند. اگر گاهي نيز عدهاي خواص، لذت روحي از آن ميبرند، بيشتر در اثر زيبايي اشعاري است كه با آواز ادا ميشود.» (مجله موسيقي، شماره اول، سال 1317)
توجه كنيد كه مين باشيان حاضر نيست قدرت نوازندگي و خلاقيت افرادي مانند درويشخان و ميرزا عبدالله
سعيد شريعتي
|| نظرات (1)
۱۱:۰۰ چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۳
[تاريخ]
/تفاله/
ماه مارس سال 1938 سومين دور محاكمات مسكو كه از سوي زاكوفسكي و فرينوفسكي و تا اندازهاي برمان تدارك شده بود پايان يافت. استالين به افراد مذكور از اين پس احساس نياز نمي كرد. در ضمن اين هر سه تن از مطالب بسيار مهمي آگاهي داشتند. انها از همه رازهاي گذشته و كنوني سازمان امنيت شوروي (NKVD) از دوران رياست منژينسكي و ياگودا آگاه بودند. آنها از ماجراي مرگ بانو نادژدا الليلويوا همسر استالين و قتل كيرف خبرداشتند. آنها نيك ميدانستند كه بر آول ينوكيدزه و سرگواورجو نيكيدزه چه گذشت. زاكوفسكي و فرينوفسكي بر اسرار بسيار مهم استالين و ماجراي انهدام مارشال توخاچفسكي و ديگر فرماندهان ارتش سرخ واقف بودند. اينان در واقع شاهدان خطرناكي محسوب ميشدند.
استالين نمي توانست آنها را چون بسياري ديگر به جاسوسي و خيانت متهم كند و از اين رهگذر به نابودي كشاند. زيرا به تازگي به عنوان فرزندان وفادار حزب مورد عنايت قرار گرفته بودند لذا هر سه نفر را به ديگر وزارتخانههاي اتحاد شوروي مأمور كردند، فرينوفسكي به سمت كميسر (وزير) درياداري منصوب گرديد چندي پس از انتصاب جديد هر سه تن ناپديد شدند.
[تاريخ سري جنايتهاي استالين- الكساندر آرلوف- دكتر عنايت الله رضا- انتشارات كتابسرا]
سعيد شريعتي
|| نظرات (0)
۱۰:۱۷ دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۸۳
[اخلاق]
/فروتني/
فروتني اين نيست كه استعدادات و فضائل خود را كتمان كنيم و خود را بدتر و پيش پا افتادهتر از آن كه هستيم بپنداريم، بلكه اين است كه به همة چيزهايي كه در ما مفقود است علم تمام عياري داشته باشيم و خود را به پاس چيزهايي كه واجديم نستاييم و بدانيم كه خدا آنها را رايگان و با گشادهدستي ارزاني ما كرده است و ما عليرغم همة دهشها و بخششهاي او، هنوز شأن و قدري بينهايت ناچيز داريم.
[لاكوردر- مبلغ كاتوليك مسيحي (1802-1861 م.) – نقل از مقاله خودشناسي آلدوس هكسلي- سيري در سپهر جان- دكتر مصطفي ملكيان]
سعيد شريعتي
|| نظرات (0)
۰۹:۴۱ دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۸۳
[توسعه]
/عدالت/
آنا پورنا به دنبال فردي است كه باغ او را تميز كند. سه بيكار – دينو، بيشانو و روگيني- داوطلب انجام اين كار هستند. اما آناپورنا فقط يك نفر را ميخواهد زيرا اين كار را نميتواند بين سه نفر تقسيم كند. آناپورنا از اين ميان بايد فردي را انتخاب ميكرد كه به ازاي دستمزد مشابه و يكسان كار بيشتري ميكرد؛ انتخاب اين فرد، به عنوان كنشي شخصي، او را به فكر فرو برده بود. در ضمن وي پي ميبرد كه به رغم فقير بودن هر سه آنها دينو از همه فقيرتر است؛ همگي با اين حقيقت موافق هستند. اين امر موجب ميشود كه آناپورنا به فكر استخدام دينو باشد. (او از خود ميپرسد «چه كاري ميتواند مهمتر از كمك به فقيرترين آنها باشد؟»).
سعيد شريعتي
|| نظرات (1)
۰۹:۳۵ دوشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۸۳
[تاريخ]
/به بهانه سالگرد مشروطه/
روز شنبه بيست و ششم مرداد(27 جماديالثانيه)، در سراي مدرسه نظام (كه يكي از سراهاي مدرسه نظام ميبود) نشست بس
با شكوه و ارجداري برپا گرديد. همه علما و سران كوشندگان و كسان ديگري از وزيران و درباريان در آنجا گردآمدند. عضد الملك از سوي دولت پذيرايي از آيندگان مي نمود.
اين نشست براي گشايش مجلس چندگانه (موقتي) بود، كه ميبايست «نظامنامة انتخابات» را بنويسد و ديگر كارهايي كه براي پيش رفتن مشروطه و بنياد يافتن دارالشورا در ميبايست به گردن گيرد. امروز نزديك به دو هزار تن در آن گرد آمد، و چون هنگام سخن رسيد نخست مشيرالدوله گفتاري راند و خواستي را كه از اين مجلس در ميان مي بود بازنمود. پس از او حاجيميرزا نصرالله ملكالمكلمين، به نام ملت (توده) خطبهاي خواند و سپاسگزاري نمود. پس از همه سه تكه پيكره (عكس) از باشندگان برداشته شد و نشست به پايان رسيد. ما گفتار مشيرالدوله را در اينجا مي آوريم
سعيد شريعتي
|| نظرات (0)
|