بال
پنجره‌هاي پيشين
  • غبار غزاليم
  • اميد
  • باي ذنب قتلت
  • آينه در كربلاست
  • آينه
  • بعثت
  • به نام گل سرخ
  • خاطره
  • پيشواز
  • ازلي
  • خاك كوي عشق
  • براي چه دير كرده‌اي؟
  • مرا درياب
  • پشت اين ابرها آفتاب است
  • كلبة عشق
  • بال
  • درخت
  • آنجا كه آبهاي آرام روانند
  • مرا ديوانه مي‌خواهي
  • خاطره

  • بال

    ديشب دوباره
    گويا خودم را خواب ديدم:
    در آسمان پر مي‌كشيدم
    و لا به لاي ابرها پرواز مي‌كردم
    و صبح چون از جا پريدم
    در رختخوابم
    يك مشت پر ديدم
    يك مشت پر، گرم و پراكنده
    پايين بالش
    در رختخواب من نفس مي‌زد

    آنگاه با خميازه‌اي ناباورانه
    بر شانه‌هاي خسته‌ام دستي كشيدم
    بر شانه‌هايم
    انگار جاي خالي چيزي
    چيزي شبيه بال
    احساس مي‌كردم!
    [قيصر امين‌پور]