پشت اين ابرها آفتاب است
پنجره‌هاي پيشين
  • غبار غزاليم
  • اميد
  • باي ذنب قتلت
  • آينه در كربلاست
  • آينه
  • بعثت
  • به نام گل سرخ
  • خاطره
  • پيشواز
  • ازلي
  • خاك كوي عشق
  • براي چه دير كرده‌اي؟
  • مرا درياب
  • پشت اين ابرها آفتاب است
  • كلبة عشق
  • بال
  • درخت
  • آنجا كه آبهاي آرام روانند
  • مرا ديوانه مي‌خواهي
  • خاطره

  • پشت اين ابرها آفتاب است


    تا غم آويز آفاق خاموش
    ابرها سينه بر هم فشرده،
    خندة روشني هاي خورشيد
    در دل تيرگي ها فسرده،
    ساز افسانه‌پرداز باران
    بانگ زاري به افلاك برده
    ناودان ناله سر داده غمناك!

    روز در ابرها رو نهفته
    كس نمي‌گيرد از او سراغي
    گر نگاهي، دود سوي خورشيد
    كور سو مي‌زند شب‌چراغي
    ور صدايي به گوش آيد از دور
    هوي باد است و هاي كلاغي
    چشم هر برگ از اشك لبريز

    مي‌برد باد تا سينة دشت،
    عطر خاطرنواز بهاران.
    مي كشد كوه بر شانة خويش.
    بار افسانة روزگاران،
    من در اين صبحگاه غم‌انگيز
    دل سپرده به آهنگ باران
    باغ چشم انتظار بهار است
    دير گاهي است كاين ابر انبوه
    از كران تا كران تار بسته،
    آسمان زلال از دم او
    همچو آيينه زنگار بسته
    عنكبوتي است كز تار ظلمت،
    پيش خورشيد ديوار بسته
    صبح پژمرده‌تر از غروب است

    تا بشويم ز دل ابر غم را
    در سر من هواي شراب است
    باده‌ام گر نه درمان درد است؛
    مستيم گر نه داروي خواب است؛
    با دلم خندة جام گويد:
    پشت اين ابرها آفتاب است!
    بادبان مي‌كشد زورق صبح

    زنده ياد فريدون مشيري